|
هر طرف مي گذرم بانگ طرب مي شنوم
زانکه ميلاد حسن، نور دل بوالحسن است
که جمالش حسن و نام نکويش حسن است
شب جشن حسن، ابن الحسن کو؟
چهره ماه حسن تابيد با وجه حسن
پی نوشت : خداوندا
آرامشی عطا فرما تا : بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم . شهامتی که : تغییر دهم آنچه را که می توانم ودانشی که : تفاوت آن دو را بدانم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط حسین |
|
|
بنده بر گفته پست قبلی قرار است هر وز قرار است دلیلی بر حقانیت امیر المومنین علی (ع) و رسوایی آن ملعون بنویسم س ه همین خاطر به چند تا از کتاب های بزرگ تشیع ه برگر فته از سخنان همین اهل تسنن است رجوع کردم و دلایلی فراوانی نیز گفته شده بود که در این پست به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد .
....... روز سقیفه : در آن روز هنگامی که ابو بکر دست خود را گشود تا حاضران با وی به عنوان جانشین پیامبر بیعت کنند عده ای با میل و عده ای هم بر حسب جبر این کار را کردند با این که تمامی آنها می دانستند پیغمبر (ص) در زمان حیاتش ، منصب جانشینی را بلافصل به پسر عمش علی بن ابی طالب علیه السلام تفویض کرد . هم دیدند و هم شنیدند که پیغمبر (ص) از اغاز اعلام نبوت خویش تا آخرین لحظه زندگانی ، بارها این مطلب را به صراحت بیان می کردند به طرق مختلف و به طور آشکار اظهار می داشتند . زندگانی پیامبر پس از بعثت و از روزی که در خانه ابو طالب بستگان خود را گرد آورد و رسالت خویش را اعلام فرمود : ( ۱ ) تا روز واپسین مرگ خویش ، سر شار از این نصوص و تصریحات ود . از جمله در هنگام احتضار که در اتاقش پر از اصحاب بود فرمود (( ای مردم ! به زودی من از میان شما می روم و به شما می گویم کتاب خدا را و اهلبیت خویش را در میان شما باقی می گذارم ،و سپس دست علی علیه السلام ، را بلند کرد و فرمود : این علی با قرآن است و قرآن نیز با علی است ، این دو از هم جدا نی می شودند تا بر حضور کوثر نزد من گرد آیند )) نصوصی که در باره این ۲ چیز گرانقدر (قرآن و علی علیه السلام ) از جانب پیامبر رسیده برای حکیمت ۲ فرقه شیعه و سنی کافیست. ویژگی های عای هلیه السلام هم نیز دراین نصوص کاملا" متجلی است . "ذالک لمن کان له قلب اولقی السمع و هو شهید " آری در روز سقیفه دنیا پرستان ، خلافت اسلامی را با تاویل نصوص و رد صحبت های صریح پیامبر )ص) (اجتهاد در مقابل نص صریح پیامبر) به خود اختصاص دادند در حالی که پای بند به هیچ نبودند!کار قبضه کردن خلافت اسلامی را در میان خود به انجام رساندند بدون اینکه حتی یک نفر هم از بنی هاشم و طر فداران آنها یعنی خاندان نبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و مرکز وحی الهی و نزول قرآن مجید را خبر کنند ، گوئی خاندان پیامبر و بازماندگان آن حضرت در میان آن امت یچ ارزش و احترامی نداشتند ! گویی ایشان همتی کتاب خدا ( ۲ ) و امان امت از خلافت و سفینه نجات از گمراهی(۳)و به منزله سر نسبت به تن و به منزله دیدگان نسبت به سر نبودند (۴) و باب حطه نیودندند در حالی که جنازه پیامبر (ص) ۳ روز در میان عترت طاهر و دوستان آن حضرت روی زمین بود و آنها در اطراف بدن مبارک آن حضرات اشک حسرت می ریختند و صدا بر ناله برداشته بودند که دل هر بینندهای را منقلب میکرد و بقدری در غم و اندوه به سر میبردند که دل ها از جا کنده می شد وهمگی در بیم و هراس و نارحتی بودند . ولی آنها (ابوبکر و دارو دسته) سه روز دور جنازه ی پیامبر مشغول به تحکیم پایه های حکومت خود بودند و به هیچ وجه در اندیشه کار پیغمبر نبودند تا اینکه هر طور که شد خلافت را به خود اختصاص دادند . هنوز از دفن پیغمبر فارغ نشده بودند که که خاندان پیامبر (ص) و و دوستان ایشان را برای بیعت کردن تحت فشار قرار دادند و به سوزاندن خانه بر وی تهدید کردن ... ( خودم : قابل تو جه کسی که میگوید سندیت ندارد میتواند به پیایین نوشته توجه کند و سندیت آن را از نوشته بزرگان اهل سنتن ببیند ) (۵) اگر با فرض اینکه هیچ گونه نصحی از پیامبر در باره خلافت علی علیه السلام وجود نداشت وبا این فرض که علی علیه السلام دراری چنین ویژگی ها و اعمال و اخلاصی و شجاعتی نبود بل مانند سایر صحابه شمرده می شد آیا چه مانع غقلی و شرعی وجود داشت که نگداشت که کار بیعت کردن را تا پایان مراسم تدفین پیامبر به تاخیر اندازند ؟؟؟ بلکه خلافت از زبان آن حضرت به علی علیه السلام واگزار شده بود . برای خاندان پیامبر فقدان از دست دادن آنحضرت کافی بود که ایشان را سخت در غم و اندوه فرو برد و در بنابر این خوداری حضرات که گفتیم ، با تسلیت گفتن به ایشان مناسب تر نبود و بحفظ احترام یغمبر نبود ؟؟؟ ولی بر خلاف همه اینها حضرات تصیمی گرفتند بودندبهر قیمتی که شده خلافت را از آن خود کنند . از این می ترسیدند که اگر حتی یک نفر هم از خاندان پیامبر در آن شوری حضور یابد با استدلال های خویش همه را متقاطع خواهند کرد و سخنان آنها بر همه بر تری خواهد یافت به همین خاطر حضرات در هنگانی که خاندان پیامبر مشغول غسل و دفن و کفن پیامبر بودند فرصت را غنیمت شمرده و بدون اینکه حتی یک نفر از آنها را دعوت کنند ، کار بیعت گرفتن را پیش گرفتند . ادامه دارد ... انشا الله در پست بعدی آنچه را که در شوری سقیفه و نحوه بیعت گرفتن آن ها بوده بیان خواهیم کرد . --------------------------------------------------------------------------------------------------------- ۱ :در آن روز به فرمان خدا پیامبر اقوام خود را به دین اسلام دعوت کردند " وانذر عشیر تک الاقربین " و در آنجا دست علی علیه السلام را به عنوان جانشین و وصی خویش بلا بردند " هذا اخی و وزیری ووصیی و خلیفی فیکم فاسمعو و اطیعوا " ۲:اشاره به نصوح صریح پیامبر و روایات معتبر داردکه درباره عترت طاهره پیامبر (ص) نقل شده " انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله " و.... ۳:اشاره به حدیث "اهلبیتی امان من الختلاف ، اهلبتی امان لا امتی من الختلاف ، فاذا خالفتهم قبیله من العرباختلو فصاروا حزب ابلیس " : خاندان من امان امت من از اختلاف هستند و وقتی قبیله ای از عرب با آنها مخالفت کند خود نیز دچار اختلاف میشوند و به صورت حزب شیطان در می ایند السناد -حاکم ۴: صبان در " اسعاف الرغبین" و شیخ یوسف بنهانی در " الشرف الوبد " و سایر اعلام ثقات به اسناد خود از ابئذر غفاری راویت کرده اند ۵: بسیار بسیار مهم : موضوع تهدید علی علیه السلام به سوزاندن حانه اش به تواتر قطعی ثابت شده (به این معنی مه سنی و شیعه آن را قبول دارند) ابوبکر احمد ب ن عبد العزیز جوهری در کتاب "السقیفه"، ابن حدید در جلید اول شرح نهج البلاغه ص۱۳۰ و۱۳۴، طبری نیز در ۲ مورد ضمن حوادث سال ۱۱ هجرت از تاریخ خود آورده است ابن قتیبه دینوری هم در اوائل کتاب " الامامت و السیاست " ابن عبد "حدیث سقیفه" جز دوم "عقد الفرید " و معودی در "مروج الذهب" بنقل از عروه بن زبیر در مقام اعتذار برادرش که تصمیم داشته به خاطر خوداری بنی هاشم از بیعت با وی خانه هایشان را طعمه حریق کند .......... منابع : اجتهاد در مقابل نص . نوشه سید عبد الحسین شرفی . ترجمه علی دوانی الغدیر نوشته علامه امین (ره)
لطفان نظرات خود را در پست قبلی منتقل کنید . یا علی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط حسین |
|
|
چند وقت پیش به طور اتفاقی داشتم در آرشیو وبلاگ های مذهبی سایت بلاگفا گشتو گذار میزدم که ناگهان چشمم به وبلاگی با نام اهل تسنن ایران افتاد ، وارد وبلاگ شدم ، بعد از کمی جست جودیدم تمام موضع مطالب این وبلاگ با نام " خرده هایی که میتوان به شیعیان گرفت " ثبت شده ، کنج کاو شدم و شروع کردم به خواندن مطالبش دیدم یک سری چرت و پرت از سایت های اهل سنت کپی کرده که هر فردی با خواندن این مطالب خندش مگیره ! حالا من چند تیکه از مطالب این وبلاگ را برای شما کپی میکنم تا دلیل این پست من رو هم متوجه بشین ! نفرین و دشنام در باره یاران پیغمبر که آنرا «تبری» نامیده اند پایه دیگری از کیش شیعیست و این خود زشتکاری ننگ آوری می باشد.بی هیچ علتی با مردگان دشمنی نمودن و دروغها بستن و به دشنام و نفرین برخاستن جز نشان تیره درونی گروهی نتواند بود . چنانکه گفتمی این کار نا ستوده از پیش از زمان جعفر بن محمد آغازیده بود. ولی از زمان این امام رویه رسمی به خود گرفته و به سختی افزوده گشت. مرا شگفت افتاده که زیدبن علی در برابر رافضیان از صدیق و فاروق هواداری کند و آن پاسخ پاکدلانه و مردانه دهد ، و برادر زاده او (جعفرصادق) بدینسان نفت به آتش رافضیان ریزد و آنان را در رفتار زشتشان گستاخ تر گرداند. کتابهای شیعی پر از جمله های نفرین و دشنام است. خواجه نصیرالدین، آن مرد بی دین شکم پرست که گاهی باطنی می بوده ، و گاهی شیعی می گردیده ، لعنت نامه ای ساخته . بسیاری از ملایان کتاب «در کفر شیخین » نوشته اند. به گمان شیعه اگر عمر و ابوبکر علی را از خلافت باز نداشتندی و خلافت در خاندان او مانده جعفربن محمد و دیگران بهره از آن یافتندی ، در جهان هیچ بدی رخ ندادی. اینست همه گناهان به گردن آن دو تن می باشد. برخی از این اندازه هم گذشته چنین پنداشته اند که همه گناهان پیش از آن زمان نیز به گردن آنانست . روز رستاخیز که قابیل را درباره کشتن برادرش هابیل به بازپرسی خواهند کشید او دلیل ها خواهد آورد که سبب آن برادر کشی نیز عمر و ابوبکر بوده اند . گناه آن نیز به گردن اینان خواهد بود. اینان سخنانی است که ملایان نوشته و گفته و در دلهای مردم عامی جا داده اند. بی سبب نبوده که مسلمانان «رافضی» را بیرون از اسلام شمرده خونش را می ریخته اند. بی سبب نبوده امامان به پیروان خود دستور تقیه می داده اند. آخرش نفهمیدیم اینها اصلا" پیامبر (ص) را قبول دارند یا نه ؟! مگر این پیامبر (ص) نبود که در حدیثی فرمود که اگر کسی کارزشتی را بنا نهد در گناه تمام کسانی که این کار را به خاطر عمل زشت او انجام میدهند شریک است ، مگر خود این ملعونان نبودند که سنت زشت توهین به خاندان پیامبر (ص) را بنا نهادند ، مگر خود اینها نبودند که بعد از رحلت پیامبر در عدم حضور حتی یک نفر از عترت پیامبر آن شوری کثیف را تشکیل دادند و به پیامبر و احادیثشان خیانت کردند، آیا همان ها نبودند که دختر پیامبر (ص) را شهید و خداوند و پیامبر (ص) را غضبناک ساختن ، حالا میگویند ستودگی های آنها را به پاس داریم .... چه ستودگی ؟ شهید کردن دختر پیامبر ، خیانت به وصیت و احادیث پیامبر، توهین به امیر المومنین ، ضایع کردن حق عترت پیامبر!!! ... و البته که امام صادق (ع) درست می فرمود : که خداوند لعنت کند اول کسانی که به خاندان پیامبر ظلم کرده اند و و آخرین کسانی که راه آنها را ادامه میدهند . کسانی که به پیامبر به ظاهر ایمان آوردند ولی در پشت و بعد از او به او خیانت می کنند آیا اینان از کفار هم بد تر نیستند ؟ البته اهل ستن از نگاه رهبر ما با ما برادرند ولی باید جواب این سری افراد که به اسم اهل سنت شروع به اهانت و توهین به خاندن پیامبر میکنند داده شود . بنده هم از امروز تا ۲۱ رمضان (شهادت حضرت علی (ع) هروز یک دلیل برای آشکار کردن خیانت آن ملعونان واثبات جانشینی علی بن ابی طالب می نویسم تا شاید مورد رحمت و الطاف آن حضرت قرار بگیریم .. اشنا الله .... در ضمن این دعا هم بسیار تاکید شده که در هنگام گرفتاری بخوانید لعن الله العمر ثم ابا بکر عمر ثم عثمان عمر ثم عمر ثم عمر التماس دعا . ادامه دارد ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط حسین |
|
|
وفات بزرگ بانوی اسلام ، ام النسا العالمین حضرت خدیه کبری بر تمامی شیعیان تسلیت باد . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط حسین |
|
|
بالاخره ماه رمضان هم از راه رسید ، ماهی که در درهای رحمت الهی انوار خود را به روی زمینیان ساطع می کنند و بازهم مردمان را به سوی حق ندا می دهند ، ...ماهی که در آن قرآن بر سینه پیامبر نازل شد .خوشا به حال انها که قدر این ماه را دانسته و از آن بدر جهت تذهیب نفس خویش استفاده می کنند " رمضان ، راهی به سوی آسمان " زمین جای زیستن نیست راهی یه آسمان باید یافت دنیا برای نفس کشیدن تنگ است برای تنفس در آخرت جایی باید پیدا کرد البته نه به این معنا که تدارک مرگ ببینیم و پیش از ظهور اجل او را دعوت کنیم ، بلکه به این معناست که که پای تعلق از زیمن برداریم و به بالهلی معنویتمان ، الفبای پرواز بیاموزیم به دل ، الهیتپیدن را یاد دهیم ، به چشم نشان دهیم که آسمانی دیدن چگونه است .به دست بفهمانیم که دست از غیر کشیدن و دست به خدا دادن یعنی چه .به زبان بگوییم که صحبت با لهجه معرفت چه صیغه ای است .و ... نگاه مجودمان دا از زمین بگیریم و در آسمان بگسترانیم و بدانیم که آسمان همه آدم ها یک آسمان نیست . آسمان هر کسی یه قد معرفتش ، ارتفاع دارد حتی ممکن است آسمان یکی ، زمین زیر پای دیگری باشد ،حسنات الابرار ،سیئات المقربین و .... سعی کنیم که آسمانهایمان را مر تفع تر کنیم . افق های نگاهمان را گسترش دهیم .تلاش کنیم که ندیده را ببینیم .دیدن آنچه که همگان می بینند ، هنر نیست دیدن رازهای پنهانیست. هنر ، ریسدن از اثر به موثر است . از مخلوق به خالق است و از آفریده به آفریدگار .و وظیفه ما پیمودن مصیر چنین مقصدیست . مقصدی که امام علــــــــــــی (ع) در آن ایستاده است و منظری که از آن به تماشای جهان نشسته است هیچ چیز را ندیدم مگر که خدای را در پس و پیش و درون آن به نظاره ایستادم و نیز : اگر تمام پرده ها فرو روند ، هیچ راز تازه ای بر من آشکار نمی شود و ذره ای بر یقینم افزوده نمی شود ......آری ، زمین جای زیستن و نگریسن نیست . به سوی آسمان راهی باید جست و چه بسا بهترین راه استفاده از ماه رمضان ماه کرامت الهی باشد ! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط حسین |
|
|
طی این چند روز ماه شعبان مراسمات بسیاری برگزار شد و ما هم برای شما دوستان بهترین لینک های این مراسمات را در قسمت پائین قرار دادیم انشا الله که استفاده کنید و ما را هم دعا کنید
میلاد امام حسین (ع) : مهدی ساحشور (۱) مهدی سلحشور (۲) ------------------------------------------------------ امام سجاد (ع) : ------------------------------------------------- حضرت عباس (ع) مهدی سلحشور (۱) مهدی سلحشور (۲)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کوری چشم دشمنا
ما به سر مهر ولایت علی(ع) داریم دست خدا بر سر ماست که علمداری چون سید علی داریم |
| پیوندهای روزانه |
|
بازی آنلاین رایگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
دانلود مداحی حکایت زندگی نامه بزرگان ادبی متفرقه |